سيد علي اكبر قرشي
470
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
رمل : ( بر وزن عقل ) شن . به خاك نيز گفته مىشود ، ترميل : آلوده به خاك و آلوده به خون كردن « رمل » به معنى هروله و آن نوعى رفتن است ميان رفتن و دويدن ، از اين لفظ شش مورد در « نهج » آمده است دربارهء حجّ فرموده : « ثمّ امر آدم عليه السلام و ولده . . . يهلّلون للهّ حوله و يرملون على اقدامهم شعثا غبرا له » خ 192 ، 293 يعنى آنگاه به آدم و فرزندانش امر فرمود : لا إله الّا اللّه مى گويند در اطراف بيت و هروله مى كنند بر قدمهايشان ، ژوليده مو و غبارآلود . « ارمال » فقير شدن و به خاك افتادن « ارمل القوم : نفد ذادهم فافتقروا » لازم و متعدى به كار رفته است در دعاى استسقاء فرموده : « اللّهم سقيامنك تعشب بها نجادنا . . . من بركاتك الواسعة و عطاياك الجزيلة على برّتيك المرملة و وحشك المهملة » خ 115 ، 172 ، خدايا از تو آبى مى خواهيم كه ارتفاعات ما با آن با علف مىشود . . . از بركات گسترده و عطاياى بزرگت بر مخلوق فقيرت و بر وحوش رها شدهات . « ارمل » مرد بى زن ، « ارمله » : زن بى شوهر : « تمنعه الضعيف و الارملة » نامهء 21 ، 277 ، انفاق را از ضعيف و بيوه زن منع مى كنى و نيز فرموده : « من اموالهم المصونة لاراملهم و ايتامهم » نانهء 41 ، 413 . « رمال » شنها . جمع رمل است دربارهء حق تعالى فرموده : « عالم السّر من ضمائر المضمرين . . . و ما تسفى الاعاصير بذيولها و تعفو الامطار بسيولها و عوم نبات الارض فى كثبان الرمال و مستقّر ذوات الاجنحة بذرى شناخيب الجبال و تغريد ذوات المنطق فى دياجير الاوكار » خ 91 ، 135 ، سبحان الله از اين ترسيم علم خدا و از اين كلمات ، چه كنم خدايا ديوانه مى شوم از اين عبارات ، سلام بر تو اى مولا ، اى درياى سخن ، اى زبان ناطق خدا . « تسفى » : مى پراكند . « اعاصير » : بادهائيكه غبار مى انگيزانند . « تعفو » محو و زايل مىكند . » عوم » شنا كردن . « كثبان » : تپهّها . « ذرى » جمع ذروه بالاى شى ء « شناخيب » : رؤس جبال ، مفرد آن شنخوب يا شنخوبه است مثل عصفور و عصفوره « تغريد » : آوازه خوانى پرنده « ياجير » ظلمتها . مفرد آن ديجور است « اوكار » : لانهها ، مفرد آن « وكر » است .